تاریخ را چگونه بخوانیم
یکی از خوانندگان گرانمایه این وبلاگ یادداشتی برایم گذاشته و خواسته بود تا دیدگاهم را برایش بنویسم. راستش چون دیدم جستار خوبی است آن را اینجا می گذارم تا شما هم بخوانید و دیدگاهتان را بگویید.
سالهاست که یک سنتی در فرهنگ ایرانیان جاگرفته و موجب شادی و تفریح این ملت شده به نام 13بدر.این اسم خوبیه برای سرپوش گذاشتن رو حقایق.مایه ننگه که یک ایرانی سرگذشت کشورشو ندونه.بماند که بعضیا نشستن بیرون گود و میگن لنگش کن!!
تاحالا فکر کردین چرا عدد13 برای ما نهسه؟برای ما ایرانیا! واسه مسیحیا هم همینطور ولی واسه یهودیا بهترین عدده. حالا که 13 برای ایرانیا نهسه چرا 13 فروردین میریم خوش بگذرونیم؟
دوران هکومت هخامنشیان پادشاهی به ایران هکمرانی می کرد به نام خشایار شاه.این شخص قصد حمله به یونان رو داشت. همسرش به نام وشتی(بانوی ایران) مخالفت کرد چون ایران به تسخیر یونان نیازی نداشت(ایران در آن وقت 127 ایالت داشت که یکی از |آنها مصر بود).خشایارشاه معاونی داشت به نام موردخای که این ملعون یهودی بود.این شخص که خیلی دوست داشت مسیحی های یونان از بین بروند به شاه گفت وشتی الان با تو مخالفت می کند شاید برای تو توتئه ای بچیند و تو را بکشد.این شاه ساده نیز باور کرد و وشتی خلع شد. خب شاه ایران که بدون همسر نمی تواند بماند. موردخای پیشنهاد داد از تمامی ایالت ها زیبا ترین دختران را جمع کند و بیاورد تا شاه یکی را انتخاب کند.این کار تا نوروز سال بعد طول کشید.موردخای دختر برادر خود را هم بین آنها جا داد و اسمش را که هاداسا بود به (استر) تبدیل کرد چون هاداسا یهودی است.(استر مثل استار یعنی ستاره ریشه زبان فارسی و یهودی یکی است به نام آریایی یا هنداروپایی)ترتیبی اتخاذ کرد که استر هر شب از پشت پرده برای شاه قصه های عاشقانه بخواند.روز انتخاب همسر شاه تا صدای استر را می شنود او را انتخاب می کند چون به صدای استر شرطی شده بود.
بعد مراسم استر و موردخای روابط زیادی داشتند. هامان وزیر لایق ایرانی به این رابطه شک می کند.اول فکر می کند که استر خائن است بعد به رابطه فامیلی این دو پی می برد. این موضوع را به شاه گزارش می کند.شاه از همه جا بی خبر و ساده ایران هم این را به استر می گوید.وبه گوش موردخای می رسد که شاه از این جریان باخبر شده و چه کسی این را به شاه گفته است.
شب 12 فروردین به شاه مشروب می دهند تا مست شود بعد حکم کشتن هامان و کل اطرافیانش را از شاه می گیرند. روز 13 فروردین هامان و اطرافیانش و هفتاد و هفت هزار ایرانی را می کشند. گفته شده در این کشتار 15 قوم ایرانی نابوووود شدند.77هزار نفر آن زمان کلی جمعیت بود.
باید بدونید که بعد از بیت المقدس برای یهودیا مقدس ترین جا همین قبر موردخای و استر تو همدانه(اونجا کنار هم مقبره دارن)چون بزرگترین خدمتو به یهود کردن
***
راستش خود من داستان استر و مرد خای را اینچنین خوانده ام که گویا به دلیلی که الان یادم نیست شاه ایران دستور قتل عام یهودیان را داده بوده است. که مرد خای به کمک استر ( خواهر زاده مرد خای و بانوی شاه) نظر شاه را در باره این موضوع تغییر می دهند و یهودیان به همین بهانه جشنی می گیرند و استر و مرد خای را بزرگ می شمارند. اینچنین یادم می آید که گویا جشن ۱۳ بدر به این روش امروزی پیش از این داستان هم در میان ایرانیان بوده است ویهودیان ایرانی تبار برای جشنی به مناسبت لغو دستور قتل عام روز دیگر ی را همه ساله جشن برگزار می کنند.
راستش یه کمی هم به منبعی که شما این داستان را خواندید شک دارم. ببینید خشایار شاه پسر داریوش است. یعنی برای ۲۵۰۰ سال پیش و از ولادت مسیح فقط ۲۰۱۳ سال می گذرد. پس در زمان خشایار شاه هنوز مسیح به دنیا هم نیامده بوده چه برسد به اینکه پیامبر شده باشد و تازه دین مسیح به یونان رفته باشد و ....
راستی من پیشنهاد میکنم برای بررسی این داستان یه سری به تاریخ هردوت -نویسنده یونانی بزنید.
ببینید من کارشناس تاریخ نیستم پس نمی تونم در این باره نظر درستی داشته باشم. پس اصلا به سمت اینکه بخوام این واقعه را خیلی بررسی کنم نمی رم.
***
و اما در باره اینکه تاریخ را چگونه بخوانیم. ببینید خواندن سرگذشت گذشتگان بسیار خوب است ولی باید چند نکته را همیشه به یاد داشته باشیم
۱- خواندن از منبع تاریخی درست ۲- خواندن از چند منبع و مقایسه خردمندانه با توجه به روابط آن دوره تاریخی ۳- یادمان باشد که یک زبانزد هست که می گوید " تاریخ را پیروزمندان نوشته اند" اگر چه دو پهلو است ولی باید بدانیم که حتی در تاریخ نگاری هم غرض ورزی هست به ویژه که که تاریخ بیشتر توسط نویسندگان درباری و جیره خوار شاهان نوشته می شد.
و اما در باره جشنها و آیین های باستانی آنچه که ما در برداشت تاریخی باید حواسمان باشد گرامیداشت و بزرگداشت خوبیها و نکوهش زشتیهاست.
پی نوشت : در کتاب تاریخ ایران ما نوشته دکتر امیر حسین خنجی خواندم که ایشان داستان مرد خای و استر را به نام افسانه پوریم آورده اند و آنرا حاصل داستانسرایی ها و مظلوم نمایی های و زرنگ بازی های یهودیانی دانسته اند که می خواستند خود را به نوعی با دربار شاهنشاهی آن زمان ایران که فر و شکوهی بسیار داشته است -مرتبط کنند . من این کتاب را در فایل پی دی اف دارم می توانم برای دوستانی که خواهان آنند بفرستم. راستی می توانید در سایت کتابناک هم کتاب را دانلود رایگان کنید.
ی